Meysam Sarabadani

Blog|About|Newsletter|Contact

LeadershipEngineering Culture

در ستایش رفتنهای خوب: هنرِ به اوج رساندن و گذشتن

در فرهنگ سازمانی و مناسبات کاری، ما انسان‌ها شیفتهی «آمدن‌ها» هستیم. برای خوش‌آمدگویی‌ها جشن می‌گیریم، برای شروع‌های جدید هیجان داریم و تمام تمرکزمان روی تصویر اول در قاب ورود است. اما سالها حضور در لایه‌های ارشد مدیریتی و هدایت برنامه‌ها، لایه‌ی عمیق‌تری از پیوند‌های انسانی را به من نشان داده است: عیار واقعی اصالت یک انسان، پختگی یک سیستم و بلوغ رهبران، نه در چطور آمدن، بلکه در «چطور رفتن» نمایان می‌شود.

بسیاری از آدمها وقتی تصمیم به رفتن می‌گیرند، از مدتها قبل بند‌های اتصالشان را شل می‌کنند. دلسردی‌ها، فرسودگی‌ها یا جذابیت مقصد بعدی باعث می‌شود که در هفته‌های آخر، خروجی کارشان افت کند و بگذارند قطاری که روزی برای حرکتش جان کنده بودند، به حال خود رها شود. اما تصور کنید چقدر باشکوه است اگر رفتنِ یک آدم، شبیه به تماشای یک غروب زیبای کوهستان باشد؛ اینکه فرد در نقطهای ایستگاه را تحویل دهد که سیستم در بالاترین سرعت و دلیوری خود قرار دارد و تا آخرین ساعت، همان تعهد، انرژی و احترامی را به کار بگذارد که در روز اول داشت. این یعنی ایستادن پای امضای شخصی تا واپسین ثانیه.

وقتی رهبری، مسیر رفتن را هموار می‌کند

اما این قابِ ماندگار، یک ضلع حیاتی دیگر هم دارد: رفتار رهبر ارشد سازمان. تماشای اینکه یک مدیرعامل چطور می‌تواند با آغوش باز، نگاهی بلندنظرانه و احترامی عمیق با این هجرت روبرو شود، قلب آدم را لمس می‌کند. اینکه یک CEO به جای گارد گرفتن، ایجاد اصطکاک یا نادیده گرفتن تلاش‌های گذشته، خروج یک همکار ارشد را به یک قاب محترمانه و الهام‌بخش تبدیل کند، یک اتفاق بزرگ است. این نوع مواجهه به کل سازمان یاد می‌دهد که تغییر، فاجعه نیست؛ بلکه تکامل است. وقتی راس سازمان اینچنین امنیت روانی و حرمت آدمها را پاس می‌دارد، فرهنگ سازمان یک پله بالاتر می‌نشیند و روح تازهای در رگهای تیم جریان پیدا می‌کند.

اینجاست که تفاوت ساختاری در تفکر رهبران در جغرافیا و فرهنگهای مختلف خودش را نشان می‌دهد. در بسیاری از فرهنگهای سنتی، به ویژه لایه‌های مدیریتی سنتی در خاورمیانه، خروج یا استعفای یک مدیر ارشد اغلب به عنوان یک «خیانت»، یک تقابل شخصی یا یک بحران امنیتی نگریسته می‌شود؛ رفتاری توام با زاویه گرفتن، بایکوت خبری یا تلاش برای کوچک شمردن دستاوردهای فرد. اما در لایه‌های توسعهیافته و مدرنِ رهبری جهان، نگاه به سرمایههای انسانی کاملاً پویا و سیال است. در این تفکر، رفتوآمد آدمها بخشی از چرخه‌ی طبیعی بیزنس است و لیدر‌های بزرگ می‌دانند که روابط حرفه‌ای و شبکه‌ی انسانی (Network)، بسیار طولانی‌تر از طول عمر قراردادهای کاری دوام می‌آورند.

درسی که من به خانه بردم

لمس این فرآیند، برای خود من یک یادآوری و تکانه‌ی عمیق روحی بود؛ آن هم دقیقاً در می‌انهٔ پروژهٔ بزرگ تغییر ساختار سازمانی اخیر که این روزها درگیرِ بازطراحی و هدایتش هستم. تماشای این فرمولِ ایده‌آل از نزدیک—اینکه چطور همراهیِ یک رفتنِ بی‌نقص با یک مواجههٔ فوقالعاده محترمانه از سمت لیدرِ سازمان می‌تواند اتمسفر یک شرکت را حفظ کند—برای من که خودم در چیدمانِ ریل‌های این گذار، تسهیلِ مسیر و مدیریت این جابجاییِ ساختاری نقش داشتم، معنای دیگری داشت. حقیقت این است که من در طول دوران حرفه‌ای خود، رفت‌و‌آمدهای بسیار بزرگ‌تر، حساس‌تر و پیچیده‌تری را در سطوح بسیار بالاتر تکنولوژی دنیا دیده‌ام؛ جاهایی که جابجایی مهره‌ها می‌لیاردها دلار ارزش بازار را جابجا می‌کند. اما دیدن موفقیتآمیزِ این الگو در ساختاری که خودم به بازآفرینی‌اش کمک می‌کنم، به من ثابت کرد که در مسیر رهبری، فرآیند یادگیری هرگز متوقف نمی‌شود. من هنوز و همچنان با تمام وجود در حال یادگیری‌ام. یاد گرفتم که تواضع، حرفه‌ای‌گری و حفظ حرمت آدمها در روزهای پایانی، دقیقاً همان چیزی است که اصالت یک لیدر را می‌سازد.

ما در اسکیل‌آپ‌ها مدام درباره‌ی دلیوری، دیتای کوئری‌ها، فیچر‌ها و سرعت شیک کردن صحبت می‌کنیم. اما می‌راث واقعی یک لیدر، فقط کدهایی که روی پروداکشن رفته یا خطوط کانتراکتی که بسته نیست؛ می‌راث واقعی، اتمسفر و احساس امنیتی است که از طرز رفتارش به جا می‌گذارد.

نشستن روی صندلی‌ها هنر است، اما برخاستن از آن‌ها با دست پر، در اوج و همراه با بدرقه‌ای محترمانه، یک شاهکار است.