بیداری بعد از پیروزی: سنگینیِ بارِ مسئولیت، پس از فروکش کردن هیجانِ پروموشن
هیجانِ تبریکهای روزهای اول پروموشن خیلی زود فروکش میکند و شما میمانید و حجم عظیمی از تسکهای پیچیده، دلیوریهای عقبافتاده و لایههای جدیدی از بوروکراسی و مدیریت انسانها که شاید قبلاً هرگز با آنها مواجه نشده بودید. اینجاست که خیلی از مدیران یا تکلیدهای تازه پروموتشده با خود میگویند: «اصلاً چرا من این پوزیشن را قبول کردم؟»
پذیرا باشید: این شوکِ اولیه کاملاً طبیعی است. مدیریت ارشد عملکرد شما را زیر ذرهبین گذاشته تا ببیند در مواجهه با این تنشها چطور رفتار میکنید. اگر اشتباهی کردید یا دچار سکتهی عملیاتی شدید، دستپاچه نشوید. مدیرانِ بالغ میدانند که مسیر لانچ شما در نقش جدید، با چالش همراه است؛ آنچه آنها نگاه میکنند، ظرفیتِ کنترل و بازگشت شما به مدار است.
بزرگترین تریدآف در پوزیشنهای بالا، «زمان» است. شما باید پکیجهای بزرگی از پروژهها، منابع انسانی و تعارضات بینتیمی را مدیریت کنید. این یعنی در بسیاری از مواقع، ناچارید بخشی از زمان شخصی یا خانوادگیتان را فدا کنید، شبها بیشتر بیدار بمانید یا اسکلایشنهای اضطراری را جمع کنید.
به عنوان یک لیدِ ارتقایافته، نقش شما از یک «اجراکننده» به یک «کوچ و شنوندهی رادیکال» تغییر میکند. شما باید فضای تنشهای بینتیمی را به سرعت و با عدالتِ مطلق هندل کنید، گارد آدمها را بشکنید و پشتِ افکار و دلیوری تیمتان تمامقد بایستید. پروموشن صندلی قدرت نیست؛ صندلیِ پاسخگویی در روزهای طوفانی است.