اعتیاد به ایمیل و مرگ زندگی: چرا کار شما، تمامِ هویت شما نیست؟
چرا گاهی یک کارشناس جونیور که سقف جاهطلبیهایش بسیار کوتاهتر از ماست، فرسنگها از ما خوشحالتر و سرزندهتر به نظر میرسد؟ پاسخ ساده است: او مرزهای زندگی را گم نکرده است.
ما در مسیر اعتیاد به پروموشن، تعمداً وارد یک تونل وحشت میشویم. Stay کردنهای طولانی در آفیس، چک کردنِ وسواسیِ ایمیلها و چتهای سازمانی در ساعات پایانی شب، کار کردن در روزهای آخر هفته و غرق شدن در دغدغههای هفتهی آینده؛ اینها مدال افتخار نیستند، اینها نشانههای فروپاشی مرزهای انسانی شماست.
وقتی تمام تمرکز خود را روی یک هدف (پروموشن) قفل میکنید، سیستم دچار کوری موضعی میشود. خانوادهتان شما را گم میکنند، دوستانتان حذف میشوند و شما به یک ماشینِ بوروکراسیِ تنها تبدیل میشوید.
آینده و پروموشن باید در زمان درستش به سراغ شما بیایند. تلاشِ مفرط و Over-doing، نه تنها شما را جذابتر نمیکند، بلکه چهرهای خودخواه و تکبعدی از شما به نمایش میگذارد که حتی همکارانتان را هم فراری میدهد. به یاد داشته باشید: ارتقای شغلی ابزاری برای ساختن یک زندگیِ باکیفیتتر و امنتر است؛ اجازه ندهید ابزار، جای هدف را بگیرد. کار فقط بخشی از زندگی شماست، نه تمام آن.