مهندسی اولویتها: چطور با برداشتن کارهای داوطلبانه، خودمان را منهدم نکنیم؟
یکی از سریعترین راهها برای ساختن یک «اثر انگشت و امضا» در سازمان، پذیرش داوطلبانهی تسکهایی است که بقیه همکارانتان به دلیل سختی یا ریسک بالا، از آنها فرار کردهاند. این یک اهرم عالی برای اثبات سنیوریتی شماست—اما به شرطی که اصول بازی را بلد باشید.
بزرگترین اشتباه این است که برای نشان دادن تواناییهای خود، کارهای داوطلبانه و جنبی را بردارید اما از کارهای روزمره و تعهدات اصلیتان (Day-to-Day Assignments) عقب بیفتید. اگر دلیوری اصلی شما به خاطر یک تسک داوطلبانه دچار تاخیر شود، شما در ذهن مدیرتان به عنوان یک «فرد نامتعادل در مدیریت زمان» ثبت میشوید. هیچ موفقیت جانبیای نمیتواند جبرانکنندهی سقوطِ پرفورمنس شما در وظایف اصلیتان باشد.
اگر میخواهید پروژههای بزرگ سازمانی را لانچ کنید و نامتان روی بوردهای افتخار شرکت برود، باید سه اصل را رعایت کنید:
- مدیریت زمانِ بیرحمانه: اولویت اول، همیشه و بدون قید و شرط، تسکهای روتین و اصلی تعهدشده است.
- سنجش واقعبینانهی تخصص: کارهایی را بردارید که از پسِ اجرای بینقصشان برمیآیید؛ شکست در یک کار داوطلبانه، بسیار بدتر از برنداشتن آن است.
- فداکاری آگاهانه: پذیرش کار اضافه یعنی فدا کردن بخشی از زمان شخصی. اگر آمادگی این فداکاری را ندارید، با لجبازی سیستم را قفل نکنید.
پرهیبت و منظم بازی کنید تا نامتان مترادف با «دلیوری باکیفیت» شود.