Personal Flow
جریان شخصیPersonal essays, memories of childhood, family reflections, and thoughts on life transitions.
در ستایش رفتنهای خوب: هنرِ به اوج رساندن و گذشتن
تأملی بر فرهنگ سازمانی و رهبری؛ چرا عیار واقعی اصالت یک انسان و بلوغ رهبران، نه در چطور آمدن، بلکه در هنرِ چطور رفتن و گذشتن در اوج نمایان میشود.
جاده، یک سبک زندگی است: چرا روی دوچرخه همه چیز را رها میکنم؟
یک لحظه باشکوه و بسیار دقیق وجود دارد؛ معمولاً پانزده دقیقه بعد از شروع رکابزدن. درست همانجایی که سروصدای دنیا به طور کامل محو میشود...
گمشده در فرکانسهای شلوغ تهران: وقتی غربت در یک وویس تلگرام سرریز میشود
من اینجا در آرامشِ منظم و بینقص غربت نشستهام، اما شاید با همین هندزفری و همین وویسهای آخر وقت، دارم تمام ۲۱ سال گمشدن و غریبگیام را ارضا میکنم.
درسهایی که از بچههای تهران گرفتم: مشقِ فروتنی در پایتختِ بیقرار
من در بیش از ۲۵ کشور مختلف دنیا کار کردهام. با مهندسانی از سنگاپور و برلین تا پراگ و سیلیکونولی همکلام و هممسیر بودهام. اما اگر امروز در این نقطه از زندگی شغلیام بایستم و بخواهم صادقانه بنویسم...
۲۱ سال پس از فرودگاه مهرآباد: از کوالالامپور تا مونیخ، در جستجوی «جریان» زندگی
فردا که آفتاب بزند، دقیقاً ۲۱ سال از آن روز میگذرد. ۲۰ می ۲۰۰۵. روزی که با یک چمدان، یک بغضِ کال در گلو و رویاهایی که هنوز شکل کلمات را به خود نگرفته بودند، از گیت فرودگاه مهرآباد رد شدم.
From Cargo Dad to Gravel Dad: Reclaiming Fitness One Trailer at a Time
Life as a dad is a constant balancing act. This week, I finally reclaimed a bit of my pre-dad identity by pairing my Canyon Grail CF SLX 8 with a Thule Chariot Sport 2.
باری که بر دوش دارم، نوری که در دل: در ستایش ماندن و ساختن
این روزها که اخبار را ورق میزنم، وقتی از دور به نقشه وطنم نگاه میکنم، سنگینیِ غریبی را روی سینهام حس میکنم. اما در میان این همه سیاهی، چیزی هست که مرا بیدار نگه میدارد.
تماشاخانهی ذهن: شروعی تازه در ۴۱ سالگی
در ۴۰ سالگی آدم به یک بلوغِ «نخواستن» میرسد. نوشتن برای من، نوعی مرتب کردنِ کدهای درهمریختهی ذهنم است؛ یک ریفکتورینگ اساسی روی سیستمی که سالهاست بین دو قطب مخالف در جریان است.
صبحهای زمستانی و Multi-Threading زندگی
یک صبح یخزدهی مونیخ، یک کارگو بایک، یک بچهی کنجکاو، و مالتیتردینگ ذهنی بین پدر بودن، مشاوره، و تعقیب بیوقفهی کیفیت.
First Ski Trip: Watching My Son Fly at Almost Four
The Munich winter air was crisp at 8:30 AM, but the real chill wasn't from the temperature—it was that bittersweet realization every parent eventually hits. Today, we dropped our son off for his very first bus trip to a ski course.
سال ۲۰۲۶: تعادل در میان دو دنیا
امروز صبح که داشتم تزیینات سال نو را جمع میکردم، حس کردم دارم حافظه موقت خانه را پاک میکنم تا سیستم برای یک سال جدید آماده شود.
The Engineering of Migration: 21 Years of Re-factoring
On December 19th, I turned 41. It was a quiet milestone that felt heavy with the weight of roots. I spent the first 19 years of my life in Tehran. Since then, I have spent 22 years as a migrant.
From Tehran to Munich: An Initial Commit
The story of migrating from one life to another, and what software engineering taught me about resilience.